داغِ که داری امشب؟ ای آسمان خاموش!
داغ کدام خورشید؟ ای مادرِ سیه‌پوش!
این سرخیِ شفق نیست، خون شقیقه کیست
که می‌چکد به رویت از گوش و از بناگوش؟
طشت زری‌ست خورشید، گلگون، لبالب از خون
تیغِ که باز کرده‌ست خون از رگ سیاووش؟
این کشته کیست دیگر؟ ترکیب دُبّ ‌اصغر
تابوت کوچک کیست که می‌برند بر دوش؟
تا هر ستاره زخمی‌ست از عشق بر تن تو
از زخم‌های عشقت خونِ که می‌زند جوش؟
نامی که چون کتیبه‌ست بر سنگِ روزگاران
یادش اگرچه خاموش، کی می‌شود فراموش؟
ماه مرا فرو برد، چاه محاق هشدار
ای قافله! که افتاد بیرق ز دست چاووش
در قلعه که افتاد آتش؟ که در افق‌ها
از پشت شعله و دود، پیداست برج و باروش