رفته‌ست آن حماسه خونین ز یادها
دارد زیاد می‌شود ابن زیادها
آقای عشق، پرچم سبز و مقدّست
این روزها رها شده در دست بادها
بعد از تو کفر و ظلم زمین را گرفته است
دنیا شده‌ست مضحکه عدل و دادها
*
آیا زمان آن نرسیده‌ست در جهان
نفرین شوند باز هم این قوم عادها؟
کی می‌شود که طالب خونت فرا رسد؟
نام تو تا همیشه بماند به یادها