نذر حضرت رقیه

اندوه و داغی  که  دارد ، پیغام دردی بزرگ است

دردی  که  مثل اسارت ، زخم نبردی  بزرگ است

با  خود  نشستن  ،  نگفتن ،   از   التهاب  درونی

شاید فرو خوردن غم ، در بغض فردی بزرگ است

گفتم  چگونه بگویم ، از  موج  غم های  کوچک

وقتی سخن  از  شکوه  دریانوردی بزرگ است!

در ازدحام شب و غم ، همپای خورشید می رفت

گویی که دست نحیفش ، در دست مردی بزرگ است 

فریاد او را که پژمرد  ،  دیدم که مردم شنیدند

وقتی که آهسته می  گفت  : دردم چه دردی بزرگ است!