نه این رقص گوارا نیز مدهوشت نخواهد کرد
تو خورشیدی و مشتی آب خاموشت نخواهد کرد
وضوح کامل عشق است و غیرت قدّ و بالایت
حضور لکه ابری چند مخدوشت نخواهد کرد
برو، ای آب! ای بی‌آبروی پست! ‌اهل نور
ز زمزم هم اگر نوشیده‌ای نوشت نخواهد کرد
صدایی می‌دود ناگاه در رگ‌های خشک باد
عمویت می‌رود امّا فراموشت نخواهد کرد
ملیح من! عمو قصه نخواهد گفت بعد از این
و ضمن قصه، بازی با بناگوشت نخواهد کرد