نوحة ابوالفضل(ع)

ابوالفضل علمدارم کجایی ـ چرا سر وقت طفلانم نیایی

عمو جانم ـ عموجانم ,عمو جان

 

لب خشکیدة اصغر بسوزد ـ دل طفتیدة مادر بسوزد

کجا دستت جدا گردیده عمو ـ که سر وقت عزیزانت نیایی

 

رقیه کرده غش با قلب خسته ـ سکینه بر در خیمه نشسته

دو چشمش رو سوی راه تو عمو ـ چرا با مشکت عموجان نیایی

 

رباب از تشنگی خشکیده شیرش ـ به گهواره کند گریه صغیرش

دمادم گوید ای مهتاب عالم ـ دو چشمم تیره شد از چه نیایی

 

پدر یکباره زد فریاد فریاد ـ که دستان علمدار من افتاد

بدیدم عرش حق یکباره لرزید ـ امید آخرین از چه نیایی

 

پدر رو کرده سوی نهر علقم ـ که روی زخم تو بگذاره مرحم

سپاه بی‌علمدارش غریب است ـ علمدار سپه از چه نیایی