شام میعاد است و میثاقی کهن دارد حسین
با خدای خویشتن امشب سخن دارد حسین
لحظه تجدید آن قول الستی امشب است
با خدای خود دراین شب انجمن دارد حسین
چون یقین دارد که باید جان براه دوست داد
بی گمان زیرزره برتن کفن دارد حسین
صبح عاشورا به دشت کربلای پربلا
اکبروعباس و هم پورحسن دارد حسین
ظهرفردا بهرقربانی به قربانگاه عشق
جان بکف آماده هفتاد و دو تن دارد حسین
تا بماند جاودان آیات قرآن تا ابد
برسرنی صوت قرآن دردهن دارد حسین
بی ثباتی ها زبس ازمردم صد رنگ دید
درگلو ای وای دین ای وای من دارد حسین
تا بنای ظلم را درهم بکوبد با بیان
خواهری غمدیده اما شیرزن دارد حسین
غربت و رنج اسیری ها همه دستوربود
ورنه دردلهای با ایمان وطن دارد حسین
تا نپنداری که اوبی یارو یاورمانده بود
شاعری با شعرخود دشمن شکن دارد حسین
ژاله بارازچشم تر« سینا » که زیرآفتاب
تشنه دراین دشت چندین یاسمن دارد حسین