روح دریا ازعطش برروی خاک افتاده است
خون سبزلاله در رگ های تاک افتاده است
درضمیر آسمان پیچیده بوی التجا
شبنم ازچشم شقایق های پاک افتاده است
هرنفس ازنبض خاکی لاله می آید برون
هرطرف جسم شهیدی چاک چاک افتاده است
جامه ی سرخ شهادت برسر سرنیزه ها
تا بپوشد جامه ی عزت هلاک افتاده است
درترازعاشقی روزی که پایانش نبود
عشق ورزی با گل زهرا ملا ک افتاده است