بشوی از چهرهّ مردم غبار خستگی‌ها را
به یاد ما بیاور آن همه پیوستگی‌ها را

دوباره شهر را از دسته‌های سینه‌زن پر کن
بنه مرهم جراحت‌های چندین دستگی‌ها را

چگونه رنگ‌ها ما را جدا کردند، می‌بینی؟!
بیاموزان به ما یکرنگی و وارستگی‌ها را

بس است این دل شکستن‌ها و از یاران گسستن‌ها
کدامین مومیایی بندد این بشکستگی‌ها را؟

تو که خود را حسین و دیگران را شمر می‌دانی،
کجا آخر به دست آوردی این شایستگی‌ها را؟!

غمی زیباست در شور حسینی، یک غم شیرین
که از یاد تو خواهد برد رنج خستگی‌ها را

محرم بار دیگر تکیه‌گاه عشق خواهد شد
اگر برپا نمایی تکیهّ دلبستگی‌ها را!