ناگاه باغ سبز پیمبر سوخت
آیینه شجاعت حیدر سوخت

آتش گرفت فاطمه (س) را گلزار
سرو بلند قامت اکبر سوخت

در حجم نی‌نوای عطش پرورد
یک باغ از تبار صنوبر سوخت

رگبار فتنه از همه سو بارید
یک دشت لاله‌های معطر سوخت

از بوستان خرم پیغمبر
سربرکشیده نخل تناور سوخت

فریاد فتنه از همه سو بارید
پرواز روی بال کبوتر سوخت

بر روی دست‌های پدر طفلی
لب تشنه چون شقایق پرپر سوخت

تیری جهید و ماه بنی هاشم
در پیش چشم‌های برادر سوخت

هر سینه‌ای که بوی خدا می‌داد
در معرض شقاوت خنجر سوخت

خورشید تابناک به خاک افتاد
یک آسمان تلالو اختر سوخت

هفتاد و دو ستاره نورافشان
در یک فضای تب‌زده‌ یکسر سوخت

از بس که سوز حادثه سنگین بود
شعر و کلام و خامه و دفتر سوخت

در راه عشق خالق بی‌همتا
آن کس که بود از همه بهتر سوخت