شروع فصل سرودن،شروع ماتم هاست
و درنگاه ِ تمام ِ فرشته ها غوغاست

چقدر تشنه پریدن به کامشان شیرین
چقدر وسعت دلهای پاکشان دریاست

کجاست دست نجیبی که یاریش بکند
چقدر ماه بنی هاشمی در این صحراست؟

چقدر بال کبوتر،چقدر تیر بلا
چقدر خون به دل گر گرفته ی دنیاست

کنار علقمه سرو ایستاده افتاده
چقدر بعد علمدار کربلا تنهاست

دوباره عطر گل سرخ در اذان پیچید
صدای باور الله/اکبر لیلاست

نشسته یال نجیبی به غربت تاریخ
چقدر صحنه ی اعجاز عاشقی زیباست

به روی نیزه گلویی بریده قرآن خواند
شروع روشن خورشید ظهر عاشوراست