مرثیة عباس(ع) و آب

مشکت تهی دستت جدا افتاد عباس

وا غربتا در خیمه‌ها افتاد عباس

وقتی که فریادت اخا ادرک اخا بود

زینب ندای بی‌کسی سرداد عباس

وقتی حسین از خیمه‌گه پر زد به سویت

طفلان زهرا سر به خاک افتاد عباس

آب از زمین فریاد سر می‌داد افسوس

ما را زمشک تو فراق افتاد عباس

در خیمه طفلان حسین ما را نظر بود

اما چرا این افتراق افتاد عباس

برخیز تا این آسمان شرمنده سازیم

وقتی که حاکم می‌شود بیداد عباس