بر شانه های مضطربش آفتاب بود
غربت نشین درد اسیران آب بود
پیغام سرخ حنجر شش ماهه ی حسین
همبغض لحظه های غریب رباب بود
همعطر یاس خونجگراز ظلم روزگار
مفهوم صبر بی بدل بو تراب بود
خورشید شام حادثه فریاد روشنی
در گوش فصل سرد خموشان خواب بود
برسینه های سنگی قوم هزار رنگ
سنگینی شکوه کلامش عذاب بود
تاریخ دردهای جهان در نگاه اوست
زینب شروع سبز غزلهای ناب بود