دارم قنات ميكنم تو دلِ صخره هاي سخت

قدم قدم چشمه ميشم تو اين كويرِ بي درخت

دارم قنات مي كنم رو اين زمينِ پُر تَرك

همبوسه ي دريا بشه لباي خشكِ شاپرك

ابرا رُ مهمون ميكنم تو غربتِ هواي دشت

تا تشنگي پر بكشه از لبِ لاله هاي دشت

تا بغضِ خاكُ بشوره بارون بي دريغِ اشك

ميخوام زمين دريا بشه ، لحظه ي افتادن مشك

دارم قنات ميكنم  براي فصل تشنگي

تا آسمون گريه كنه براي نسل تشنگي

دارم قنات ميكنم براي اين كوير ترين

فقط كمي طاقت بيار لب تشنه ي بي سرزمين

ميخوام به شب نشون بدم خورشيد سر بريده رُ

تا چشم فردا ببينه حسرت پر كشيده رُ

سرخي اين حماسه رُ از لب نيزه ها بگم

بغض هزار تا گريه رُ به چشماي خدا بگم

قلب زمينُ ميدرم براي رويش گياه

دنبال رد پاي ابر تو عمق اين خاك سياه

دارم قنات مي كنم تو اين كوير بي درخت

شايد جوونه بزنه تو چشماي سربي درخت