گواه سینه عشق ست ، داغدارى ما
به باغبانى درد است ، لاله کارى ما

به راه خیزش ما، گر چه نیزه کاشته اند
جوِى نکاسته از شور تکسوارى ما

به رود بسته تاریخ ، داده درس شتاب
در آبراه هدف ، موج بیقرارى ما

به زیر سایه طوبى قدانِ عاشورا
نرُسته سروِ بلندى به استوارى ما

ازین کتیبه گلرنگ ، مى توان دریافت
همیشگى ست درین شهر، داغدارى ما

صلا زدى که : کسى هست یاریَم بدهد؟!
بلى حسین من ! آنک خروش یارى ما

اگر چه دیر، صلا را شنیده ایم امّا
بگیر هر چه غرامت ز خون جارى ما

بگو به دشمن مغلوب ما، که در راه ست
هنوز حادثه ضربه هاى کارى ما

امید منتظران ! با ظهور خود بزداى
غبار اشک ، ز چشم امیدوارى ما

(فرید)! خطّ شهادت ، همیشه حایل باد
میان خستگى و پاى پایدارى ما!