شب قدر همه ی اهل ولا عاشوراست

اوج احیای گلستان بلا عاشوراست


آسمان بر عطش آینه ها می بارد

آسمان در عطش آینه ها عاشوراست


سفره ی روضه پر از شیون و اندوه و غم است

سوره ی خستگی اهل صفا عاشوراست


اختیارم بدهم گر ملک الموت به مرگ

گویمش فاش که مطلوب دعا عاشوراست


در فردوس ببندید به ما، باکی نیست

خیمه ی عاشقی و جنت ما عاشوراست


ما عزادار عزای پسر فاطمه ایم

چشمه ی جاری احساس خدا عاشوراست


ما به دامان ولی دست توسل زده ایم

او که هر روز جگر سوخته با عاشوراست


همقدم با غم محبوب خدا می سوزیم

جلوه ی عاشقی شاه و گدا عاشوراست


به کمر بسته در ایام محرم شالی

که هم آوای دلی غمزده تا عاشوراست


در حسینیه علم های عزا می گویند

معنی سوختن و کرببلا عاشوراست

30/آذرماه/1388