*برای محمد حسین جعفریان و رفتنش به کربلا

گفتی از کربلا سه ساعت پیش... کربلا در تب صدای تو بود
آن­چه در جان من صدای تو ریخت کربلا بود، کربلای تو بود
گفتی از کربلا سه ساعت پیش، از مسیر هوایی آمده­ای
تو دلت در هوای عاشورا، دل من نیز در هوای تو بود
چون­که آن گنبد منور را دیدی ای­کاش با تو من بودم
چون که پا در حرم نهادی کاش دل من خاک خاک پای تو بود
کاش می­شد بر آن ضریح عزیز دل من را دخیل می­بستی
کاش در آن زیارت روشن دل من لایق دعای تو بود
کاش در ظهر قتلگاه حسین تن من زیر سم اسبان بود
کاس آن روز در کف عباس مشک پر­آب چشم­های تو بود
یا محمد­حسین جعفریان! کربلا در غزل نمی­گنجد
این غزل را به کربلا آورد کربلایی که در صدای تو بود.