یک شهر دعا خواند و بلا کم نشد امسال

خون شد جگر خلق و محرم نشد امسال

 ای ماه چه دیر آمدی از راه و عجیب است

دل واپس تو  عالم و آدم نشد امسال

 پیش از تو محرم شد و پیش از تو عزا شد

مویی ز عزاداری تو کم نشد امسال

 صد خیمه ی خاموش به تاراج جنون رفت

یک خاطر آسوده فراهم نشد امسال

 در گریه نهفتیم عزای شب خود را

تاوان تو زخمی ست که مرهم نشد امسال