«قدر مقدر بلا»

آن روز

درد بالاپوش رنج بر خود کشیده بود

و مصیبت بر قله‌ی خون‌پالای زندگی

در سوگ و شیون و اندوه

چهره می‌پوشاند.

حادثه در آن روز

بر مدار قدر مقدر بلا

و سماع نی‌های استوار و خون‌چکان

مرور واقعه را تاریخ می‌نوشت

و شام غریب غربت زخم را

با روشنای شهود

مستانه می‌سرشت

آن روز

در حیرت تمام آینه‌ها

«عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد»*

*از حضرت حافظ