دیده بگشا که در این میکده غم آمده است

وقت نازل شدنش قافیه کم آمده است

وببین جام – که رخسار می اش زرد نمود –

و علمدار – که بی دست و علم آمده است –

قلم آمد بنویسد غم ساقیّ و نشد

دست عباس به یارای قلم آمده است

و قلم از تب دستان من افتاد و شکست

این بلایی ست که صد بار سرم آمده است

و قلم سر به زمین می زد و حاجت می خواست

دستی انگار که از سمت حرم آمده است...