از گلوپاره ی حق حق « هو» سومين قطره خوني اي مرد

پنجمين نقطه ی سرخ عشقي، در جهاني چنين زرد در زرد

 

هفت دريا تركمرده ی توست، گوشه ی داد، در پرده ی توست

آسمان هم زمين خورده ی توست، روح عصيانگر كهكشانگرد

 

اولين ضربه... مهراب گلگون، دومين جرعه ...تشتي پر از خون

و تو مجنون مجنون مجنون، آه اي مرد، اي مرد، اي مرد

 

اي سرافراز گردن كشيده واي رها در رها وارهيده

و اين حيات حقير خميده، استخوانسهم سگهاي ولگرد

 

مست بند فسون خدايي، خشم وشمشير و خون خدايي

جلوه اي از جنون خدايي، بوسه اي آتشين بر لب درد

 

خون و لبخند و قران لب تو، سرخ سيراب عطشان لب تو

خيزران بوس پيمان،  لب تو آب را تشنة تشنگي كرد

 

حجله اي مست وصلي نهاني، مادري ضجه پوش جواني

آنطرف تير خورده كماني، آهوان تشنه، صحرا پر از گرد

 

نيزه هايي كه خصم تو بودند ظهر اندر طلسم تو بودند

بعد از شوق جسم تو بودند، جاي جسمي كه... شاعر نه،برگرد