روز نخستین که صلا زد بلا

عشق پدید آمد و شد کربلا

کرب‌و‌بلا مطلع خورشید شد

رفت زمستان و جهان عید شد

عید شهادت شد و میلاد عشق

یاد کن ای دوست ز استاد عشق

حضرت استاد شهادت، حسین

مسأله آموز شجاعت، حسین ‌

آمد و خورشیدپرست آمدیم

در پی‌اش از روز الست آمدیم

آمد و آمد غم عالم به سر

آمد و کرد از رخ خود شب سحر

شام سیاه از مددش روز شد

با نگهی مسأله آموز شد

تا که سپارد به خدا سر، حسین

مسأله‌ها گفت به خواهر، حسین

مخزن اسرار به خواهر سپرد

تا به خدا دست دهد، سر سپرد

داد به زینب همه اسرار را

رنج ره و طاقت بسیار را

زینب اگر کرب‌و‌بلا را نداشت

این همه اندوه و بلا را نداشت

لیک اگر کرب‌و‌بلایی نبود

هیچ دلی یاد خدایی نبود

روز نخستین که صلا زد بلا

عشق پدید آمد و شد کربلا

کرب‌و‌بلا مطلع خورشید شد

رفت و زمستان و جهان عید شد