بار سفر گو ببند هر که به ره آشناست

قافله‌ای از غدیر راهرو کربلاست

قافله‌ای سربلند بار سفر بسته‌اند

مبدا اینان غدیر مقصدشان نینواست

عشق به جان‌باختن گفت: صلایی بزن

عقل ولی گفته بود کوفه نرو، بی‌وفاست

داد حسین بن عشق پاسخ تردید را

آن که به فتوای نفس گفت که این ره خطاست

پیر خرد -عشق- چون شعر شهادت سرود

گفت: هلا! عاشقان وقت ظهور شماست

عشق چو فرمان دهد موسم جانبازی است

وقت سر اندازی و ترک دل و دست و پاست

کعبه! خدا یار تو واقف اسرار تو

رونق بازار تو ریختن خون ماست

"ما ز فلک بوده‌ایم یار ملک بوده‌ایم
باز همانجا رویم، عزم تماشا که‌راست؟"(مولانا)