گر بمیرم من و صد بار دگر زنده شوم

هر دم از رایحه ی عشق تو آکنده شوم

مهر تو در دل و جان ریشه دوانیده حسین

کاین چنین همچو  مهی ناب ، درخشنده شوم

 

رود سر چشمه ی عشق تو روان در دل من

زده پیوند جدا ناشدنی با گل من

مهر پاینده ی عشق ازلی ، خون خدا

شده زین عشق خدایی به خدا حاصل من

 

شهد شیرین ولای تو نشسته به لبم

وصف نیکت شده سر سلسله ی روز و شبم

آه ، بی نام تو نایم نسراید سخنی

مایه ی شور و امید و شعف و سوز و تبم

 

من که در لشکر تو میر صف و سقّایم

نام تو، مهر تو و عشق تو هست آوایم

پرچمی را که به عشقت زده ام بام دلم

باعث سروری و فخر من است ، مولایم