کج شد ره مکه به سوی کرببلا آه / در مکه خدا نیست، به مروه، به صفا آه
در دور همان خانه اگر زار بگِریی / گر ره نبری در جهت کرببلا آه
چون سید و سالار جوانان بهشتی / از مکه گذشت و عرفات و به منا آه
بانگش به زمین ماند در این وادی لبیک / لبیک زمردم نَبُد از بهر خدا آه
رو سوی بلا کرد به پشت از بر مکه / یادی زپدر در نجف و کوفه، دلا! آه
چون آب ببستند ره سبط پیمبر/ تا کوفه نیاید، برود کرببلا آه
در کوفه بشد مسلم او یکّه وتنها / بستند و بکشتند و بیفکنده ورا آه
از دار امارت به زمین جسم نحیفش، / تا آن که رسانده خبرِ واقعه را آه
در وادی طف شوط طوافی به سر آمد / شد خیمه و خرگاه طوافی دگرا آه
تا هفت محرّم به همین شوطِ طواف است / تا آب ببستند و همه تشنه، بلا آه
تا شوط نهایی که حسین یکه و نتها / در گشت و طوافی به شهیدان وفا آه
از خون، وضویی به نمازی که ادا شد / سر را به رضا بر سر نیزه به جفا آه
خون شد جگر زینب زهرای محمد(ص)/ در وادی پر رنج و بلا، کرببلا آه 
قم عصر جمعه  12/ 9/1389برابر با 26/ 12(ذی حجه)/ 1431