من در شب ظلمانی غم همنفس آب

دلتنگ وغریبم چو شما حضرت ارباب

من خسته ام و آمده ام تا به حریمت

خورشید زمین بر لب من روضه مهتاب

ذکر تو مرا ذکر عزیزی است همه عمر

در لذت بیداری ودر خستگی وخواب

ای نام تو سر لوحه امید و امانم

این خسته به اعجاز گل یاس تو دریاب

یک عمر به نام تو دلم زنده شد وماند

درلحظه رفتن توبراین غمزده بشتاب

در پهنه دل نام شما پشت وپناه است

دلتنگ وغریبم چو شما حضرت ارباب