شب بود شب دهم،‌ به ياران چه گذشت؟

در زمزمه هاي اهل ايمان چه گذشت؟

در خيمه سبز عشق، بر خون خدا

با ديدن چشم هاي گريان چه گذشت؟

وقتي كه سكينه تشنگي را مي خواند

اي واي نديد بر عمو جان چه گذشت؟

آن شب كه حرم عطش عطش سر مي داد

بر علقمه  سكوت باران چه گذشت؟

آن شب كه كسي به خواب آرام نرفت

با آه و نگاه تر بر آنان چه گذشت؟

آن شب دل آسمان به حق حق افتاد

از غصه اينكه بر عزيزان چه گذشت

خورشيد دميد و چشم زردش خون بود

انگار كه ديد روي ميدان چه گذشت