ای ظهورت سرخ وخونین از میان قتلگاه

سرخ رنگ از خون تو شد آسمان قتلگاه

خواهرت دنبال تو خورشید بی پایان دوید

از میان لحظه های بی نشان قتلگاه

شرح غم های ترا باید یکایک بشنویم

ای حماسی مرد اینک از زبان قتلگاه

ازنسیم خون نشان فهمیده ام می گفت او

مادرت بوده است گویی روضه خوان قتلگاه

مصحف مردانگی آذین شدی با تیر وتیغ

در غمت در خون نشسته دیدگان قتلگاه

ای بزرگ آموزگار درس بی مانند عشق

ای ظهورت سرخ وخونین از میان قتلگاه