تاریخ عاشورا به خون تحریر خواهد شد

فردا قلم ها تیغه ی شمشیر خواهد شد

  

هر چند فردا با غروبش می رود اما

این داستان یک روز عالم گیر خواهد شد

  

این ماجرا تا روز محشر تازه می ماند

هر لحظه اش با اشک ها تکثیر خواهد شد

  

سقای تو فردا بدون دست هم باشد

با یک نگاهش کربلا تسخیر خواهد شد

  

از دیدن حال علی اصغر در آغوشت

دریا هم از نامی که دارد سیر خواهد شد

  

آنها تو را کنج قفس در بند می خواهند

اما مگر این شیر در زنجیر خواهد شد

  

هر بوسه ی جدت محمد روز عاشورا

بر زخم های  پیکرت تفسیر خواهد شد

  

این صحنه ها تکرار یک تاریخ ننگین است

قرآن به روی نیزه ها تکفیر خواهد شد

  

جایی به نام کربلا هفتاد و دو دریا

در ذهن عاشورائیان تصویر خواهد شد

  

شاعر برایش گفتن از آن روز آسان نیست

در هر هجا همراه شعرش پیر خواهد شد

..................

دیشب کنار قبر شش گوشه غزل خواندم

من حتم دارم خواب من تعبیر خواهد شد