ای آسمان ببار که فصل محرم است
هنگام بی‌قراری و اندوه و ماتم است

آتش بگیر و شعله بکش در غم حسین
خون هم اگر که گریه کنی باز هم کم است

شرمنده‌اند جن و ملک، حوری و پری
زین دیو شاخ‌دار که تهمت به آدم است

فریاد یا حسین بر آرید و جان دهید
چون موقع تهی شدن قالب این دم است

غیرت نبود، آب نبود و وفا نبود
کو عهدهای بسته که گفتند محکم است؟

حالا دل حسین از این ماتم بزرگ
مانند زلف یار پریشان و درهم است

بعد از حسین قیمت مستی زیاد شد
خاک سیاه بر سر آن زیاد شد