از نظرت کرب و بلایی شدم

زمزمه کردم سحری با خودم

« ای حرمت قبلة حاجات ما »

می‌شنوی ذکر مناجات ما‌؟

خوب اگر خوب اگر یا بدم

مرغ دلم با دل تو زد قدم

در طلبت بال و پر انداختم

گاه دل و گاه سر انداختم

ای بت من گو چه نثارت کنم‌؟

اذن بده بوسه نثارت کنم

مثل تو با شوق حسین آمدم

تا تو به بین‌الحرمین آمدم

«با همة بی سر و سامانی‌ام

باز به دنبال پریشانی‌ام »

آمده‌ام چون که خودت خواستی

آمده‌ام با همة کاستی

آمده‌ام مشک تو را پر کنم

آمده‌ام بیعت با حُر کنم

دست برون آر و تکانم بده

حضرت عباس امانم بده