خونابه ی زنجیر
سوز دعاست همدم شب زنده داری ات
ای من فدای عالم شب زنده داری ات
بر تارک سیاهی شب تیغ می کشی
ای آفتاب، پرچم شب زنده داری ات
پروانه وار گرد حرم چرخ می زدی
بیت الحرام محرم شب زنده داری ات
بوی بهشت می وزد از جامه ی سحر
ای گل زواپسین دم شب زنده داری ات
ایمن شد از عذاب جهان تا فرو چکید
بر روی خاک شبنم شب زنده داری ات
روشن ترین طریقه ی پیکار با ستم
شد بر کتاب اعظم شب زنده داری ات
زنجیر هم به پای تو خونابه می گریست
چون شد جدا زمقدم شب زنده داری ات