نخل های سبز

او با تمام آینه هایش طلوع کرد
وقتی که عشق پیش دو پایش خضوع کرد

اینجا میان دشت نمازی فراهم است
اینجا به پای آب فراتی رکوع کرد

باید کنار قامت این نخل های سبز
مردانه ایستاد و به غایت خشوع کرد

بزمی فراهم است بیا همرکاب شو
عشقی مقدر است که باید شروع کرد

ای عشق های ساده مرا هم رها کنید
وقت است تا به یک دل خونین رجوع کرد