تقدیم به

استاد محمود فرشچیان

آفریدگار تابلو حماسی عصر عاشورا

-------------------------------------------

 

جوشنی از زخم بر تن اشک افشان ذوالجناح

بازگشت آشفته یال از گرد میدان ذوالجناح

 

تا برد از قتلگاه گل خبر بر خیمه ها

یال را تر کرد با خون شهیدان ذوالجناح

 

تا کنار خیمه های منتظر خود را رساند

حلقه ای را دید گرد خویش گریان ذوالجناح

 

حلقه زد بر دور مرکب اهلبیت سوگوار

اشکباران اهلبیت و اشکریزان ذوالجناح

 

زینب آمد از میان خیمه بیرون با شتاب

دید بر گشته است بی صاحب ز میدان ذوالجناح

 

 

گیسوان خویش را آغشته با خون کرده بود

تا ببندد با حسین اینگونه پیمان ذوالجناح

 

پرسش از حال برادر کرد اما در جواب

ریخت تنها از دو چشمش خون غلطان ذوالجناح

 

کودکی پرسید بابا کو جوابی چون نداشت

کرد یال خویش در پاسخ پریشان ذوالجناح

 

گاه میسایید سم بر سنگ گاه از همدلی

نرم می بوئید روی و موی طفلان ذوالجناح

 

برده اند اسپان نجابت را همه از او به ارث

گرچه حیوان بود اما داشت وجدان ذوالجناح

 

بود حیوان لیک تا آخر به میدان ایستاد

تا دهد درس فدا کاری به انسان ذوالجناح

 

بود حیوان لیک در میدان ایثار و شرف

گوی سبقت برده بود از انس و از جان ذوالجناح

 

بود حیوان لیک در رتبت فراتر زآدمی  

اولین حیوان که خورد از آب حیوان ذوالجناح

 

آنقدراز بی کسی بر سنگها کوبید سر

تا که داد آخر به رسم عاشقان جان ذوالجناح


کاش من جای تو میبودم در آن ظهر غریب

ای غبار سم تو کحل دو چشمان ذوالجناح

بازنویسی: پانزدهم اسفند ماه هشتاد و هشت

ژوهانسبورگ