صلابت

بر دوش تو امانت آن آفتاب بود
سنگینی سترگ ترین انقلاب بود

ای از تبار و صولت مردان بی نشان
با تو نشان تاول و رنج و عتاب بود

در ازدحام آتش و شمشیر و نیزه ها
آنجا که درد و دلهره و اضطراب بود

ای نام تو طلیعه آرامشی عجیب
خشم تو یک صلابت بی التهاب بود

آن هیبت خمیده آتش گرفته ات
تصویر داغ دیده بانوی آب بود

آن نی که با تلاوت خورشید جان گرفت
در چنگ شام تار برایت رباب بود

راه تو تا همیشه تاریخ زنده است
راهی که برگزیده ترین انتخاب بود