برای سالار شهیدان تاریخ ازآدم
تا خاتم حضرت سیّد ا لشهدا(ع)

باده ی عشق تو همجنس شراب عطش است
 جان کوثرنَسَبَت تشنه ی آب عطش است

زائرتربت خونین حسین ابن علی(ع)است
عطر شوری که ره آورد گلاب عطش است

حاشَ لله که دهد دست ارادت به یزید
آن امامی که دلش مست ثواب عطش است

روزآشوب شهامت همه دیدند که عشق
متجلّی است درآن دل که خراب عطش است

رسم آن نیست که برتشنه لبان آب دهند ؟
مرگتان باد مگرتیغ جواب عطش است ؟

نهراسد ز دم تیر جگر سوز عدو
آنکه پیراهنش ازجنس حباب عطش است

آه ودردا که کنون روی زمین افتاده است
دست عباس که شمشیر شهاب عطش است

یارب این پیکرغلتیده به خوناب جگر
کیست ؟ خورشید که درزیرسحاب عطش است

یاحسین آن مه ظلمت شکن کرب وبلاست
که سرش قاری آیات کتاب عطش است ؟

کس چه بینند بجزازچشم خدابین حسین
رخ دلدار که در زیرحجاب عطش است

درد غربت ، تن خسته ، ره بسته، دل چاک
شرح تصویر بخون خفته ی قاب عطش است

آنکه هفتاد و دو گل در قدم جانان ریخت
سیّد و قافله سالار جناب عطش است
 – تبریز 1372