آه ، چه بوده ایی که شد عرش و دو عالم عاشقت
آه، چه کرده ایی که شد روح مسلم  عاشقت
نای نوای نی تویی  ناله ی نای نی تویی
شادی و شور تشنه ات  غُصّه و ماتم عاشقت
باد اسیر موی تو  مست وصال بوی تو
ابر به زیر پای تو   بارش نم نم عاشقت
آینه آب می شود  خانه خراب می شود
تشنه تر از لبان تو، چشمه ی زمزم عاشقت
باده به جام می شود عیش تمام می شود
عشق به کام می رسد جام دمادم عاشقت
تیغ به رقص آمده نیزه به وجد آمده
تیر چو می شود رها سرو شود خم عاشقت
حنجره باز می شود واسط راز می شود
هور شکفته روی نی آیت محکم عاشقت
قد چو کمان خمیده را  زخم زبان شنیده را
اشکٍ ز دیده ام روان  گشت چو مرهم عاشقت
شهر به شهر همسفر  همره کاروان سر
این همه دل اسیر نی، ماه محرم عاشقت