میلاد حضرت ابوالفضل العباس(ع)

هنوز صبح نشده بود که علی‌ به خانه آمد و گفت پیش از طلوع آفتاب، ماهتاب خواهد آمد،‌و دردی خفیف ام‌البنین را فرا گرفت درهای آسمان گشوده شد، و فرشته بود که می‌بارید زمانی بعد ماهتاب رشید بنی‌هاشم طلوع کرد پدر دستش را غرق در  بوسه کرد و برادران – حسن و حسین- دست دیگرش را زیارت می‌کردند و زینب به پیشانی‌اش بوسه می‌بخشید.
مادر در بهتی شگفت ماهتاب رشیدش را می‌نگریست و انبوه بوسه‌های مردان و زنان بهشتی را که بر دستانش نقش می‌بست، دستهای رشیدش را که راوی سخاوت و جوانمردی شد. دستهایی که آبروی آب گشت و سند افتخار انسانیت .
دستهای مردی‌ که ساقی همه‌ی ‌تاریخ شد و عطش بشریت را خشکاند دستهایی که شش معصوم بر آن بوسه زدند، دستهایی که دستان نیازمند را می‌گیرد و به نوازشی راه‌گمشدگان را هدایت می‌کند. دستهای عباس، دستهای ابالفضل.