آب و هوای لندن روزی دو و نیم لیتر، آبِ از دست رفته دارد

اگر لندن جایی در میان آبهای شیرین بود، چیزی از دست نمی رفت

چنانکه روزانه هیچ لیتر هوا از دست نمی دهیم

آخ اگر 10 روزِ محرم، در لندن بود و اگر لندن، در آبهای شیرین بود!

       یا اگر برای هزار جور کار مثل دفع سموم و کنترل فشار خون، به یک تا هفت لیتر آب نیاز نداشتیم!

صحیح باشد یا جعل که کلّ یوم عاشورا، کلّ ارض کربلا، کلّ شهرٍ محرّم و کلّ فصل عزا

معتقدم که لا یوم کیومک یا أبا عبدالله

***

تروما، شُکه شدن و پرواز در ارتفاع بالا

         به طور ناگهانی، آب بدن را کاهش می دهند

مجبورم بالهایم را زیر پیراهنم بسته نگه دارم

و برای جلوگیری از دوتای دیگر، صدقه می اندازم

اما گاهی میل به هیچ لیوانی ندارم

             به هیچ دستی که پای شیر، مشت شود

گاهی آنقدر تشنه می مانم که آبِ نداشته، به چهار و نیم لیتر برسد

حتی به شش لیتر

که زبانم متورم شود، فشار خونم پایین بیاید و ضربان قلبم بالا برود

که بدنم همچون بدن حسین بن علی، سعی کند حجم پلاسمای خون را کاهش دهد

پس ایستادن سخت تر می شود

گریه می کند اما اشک ندارد

       بدن برای حفظ ماده ی حیاتی اش به هر وسیله ای متوسل می شود

عمر سعد و عبیدالله زیاد

از گور بیرون می آیند و مقابلم لشکر می کشند

صف در صف

سرابِ آب و آدم

***

فرات، نهر مقدس و با فضیلتی است که طبق روایات، دو ناودان از بهشت بر آن می ریزد

راه بهشت را بسته بودند

اما هزار راه دیگر باز است

مگر عباس بن علی نمی توانست زمین جلگه را چهل تا پنجاه متر کنده باشد و به آب برسد

مگر نمی توانست مَشک را بردارد و برود شیر شتران را بدوشد

مگر آن سه شنبه یا چهارشنبه ی اواسط مهرماه، دمای شب، حوالی 18 درجه و دمای ظهر، 32 درجه نبود

پس چرا من اینقدر تشنه ام

پس چرا دلم به آب خوردن نیست

اگر چه از دنیای شما خواهم رفت

           مگر شما نبودید که 600 نامه نوشتید

           که 12000 نفر با مسلم بیعت کردید

اگر چه از میدان جنگ شما خواهم رفت

اما به تشنگی هرگز

ای شمشیرها مرا فرا گیرید