کیست این آوای کوهستانی داوود با او

هرم صدها دشت با او لطف صدها رود با او

هرکه را گم کرده ای ای عشق در او جستجو کن

شمس بااوقیس بااو نوح بااو هودبا او

نیزه نیزه زخم بااو کاسه کاسه داغ با من

چشمه چشمه اشک بامن خیمه خیمه دودبا او

ای نسیم آهسته پابگذارسوی خیمه گاهش

گوش کن ...انگارنجوا می کند معبودبااو..

هرکه امشب تشنگی را یک سحر طاقت بیارد

می گذاردپابه یک دریای نامحدود بااو

همرهان بارسفر بربسته اند انگاروتنها

تشنگی مانده است دراین ظهر قیراندود بااو

ازچه ای غم قصه ی تنهایی اش را می نگاری

اوکه صدها کهکشان داغ مکرربودبااو

مرگ عمری پا به پایش رفت سرگردان و خسته

تا که زیر سایه ی شمشیر ها آسودبااو

صبح فردا کوهساران شاهد میلاد اویند

سرخی هفتاد ویک خورشید خون آلود بااو.