شب سرخ ، ناله سرخ ،دل بی قرار سرخ

سر سرخ ، نی سیاه ، ولی نی سوار سرخ

هرجای دشت ، عطر فشانی کند به خون

هر دانه از بدن این انارِ سرخ

نی تیغ تاب زخم و نی زخم تاب تیغ

صد روضه خواند ه گشت در این گیر و دار سرخ

شد بوی سیب غالب و گودال پر زخون

دشتی پر از شکوفه از این نوبهار سرخ

دستار سبز ، غارت و انگشتر عقیق

بردند چون کلاب ، در این انفجار سرخ

چون گرگهای مست به حرص از تن انار

کندند قطعه ای که شود یادگار سرخ

آقا غریب و قوم قریبش به هلهله

هرکس پی ادای فریضه ، به کار سرخ