1

عموی باوفای خیمه، عباس!

تویی شور و صفای خیمه، عباس

بیا از علقمه برگرد شاید

نلرزد شانه‌های خیمه، عباس

2

الا ای پیکر صد چاک! عباس!

دلت پاک و روانت پاک! عباس!

فدای قطره قطره آب مشکت

که می‌ریزد به روی خاک! عباس!

3

به شام تیرگی فانوس عشقی

کلام عشق در قاموس عشقی

کجا لب تشنه‌ی آبی ابالفضل!؟

تو دریا نه که اقیانوس عشقی

4

غمت از سینه صبر و تاب می‌برد

ز چشم عشق، رنگ خواب می‌برد

تو تشنه ماندی و بعد از تو ای کاش

تمام رودها را آب می‌برد!

5

من و یک دل دلی پر درد_ عباس!

میان اینهمه نامرد، عباس!

تمام خیمه‌ها چشم انتظارند

دوباره در حرم برگرد، عباس!

6

وفا و عشق، مانده زنده از تو

تمام قلب‌ها آکنده از تو

تو تشنه ماندی و بعد از تو ماندند

تمام رودها شرمنده از تو