سه نقطه

گنجشك پر  جبريل پر  بابا سه نقطه
من پر  تو پر  هركس شبيه ما  سه نقطه

عمه نه عمه بالهايش پر ندارد
حالا بماند در خرابه تا سه نقطه

اين محو يكديگر شدن در اين خرابه
يا اينكه ما را مي پراند يا سه نقطه

اصلاً چرا من خواستم پيشم بيايي
بابا شما كه پا نداري تا سه نقطه

يادت مي آيد روزهاي در مدينه
دو گوشواره داشتم حالا سه نقطه

وقتي لبت را زير پاي چوب ديدم
مي خواستم كاري كنم امّـا سه نقطه

000

انگشت خود را جمع كرد و ناگهان گفت
انگشت پر  انگشتر بابا سه نقطه