از سمت درختان
تقديم به علمدار نينوا

رد شد شبحي بي خبر از سمت درختان
باقي است سكوت خطر از سمت درختان
مثل نفس روشن يك پنجره جاري است
آرامش ما بيشتر از سمت درختان
سرشار بهار است دل بيشه روشن
با يك نفس مختصر از سمت درختان
هرچند كوير آمده تا اين‌طرف كوه
سبزاست زمين با گذر از سمت درختان
فرياد زديم: آي گل خفته ببين رود
جاري شده بار دگر از سمت درختان
گفتيم در اين بيشه يخ بسته نداريم
اميد بهاري مگر از سمت درختان
ناگاه ميان عطش و حسرت و لبخند
برخاست صداي تبر از سمت درختان