آن شب سكوت خلوت غار حرا شكست

 با آن شكست، قامت لات و عزا شكست

آمد به گوش ختم رسولان ندا بخوان

 مهر سكوت لعل بشر زان ندا شكست

با خواندن نخوانده الفبا طلسم جهل

در سرزمين ركن و مقام عصا شكست

آدم به باغ خلد خدا را سپاس گفت

 تا سدّ ظلم و فقر به ام القرا شكست

نوح نبى به ساحل رحمت رسيد و خورد

 طوفان به پاس حرمت خيرالورا شكست

بر تخت گل نشست در آتش خليل حق

 تا ختم الانبيا گل لبخند را شكست

عيسى مسيح مُهر نبوّت به او سپرد

 زيرا كه نيست دين ورا تا جزا شكست

آمد برون ز غار حرا مير كائنات

 آن سان كه جام خنده باد صبا شكست

در خانه رفت و ديد خديجه كه مى دهد

 از بوى خويش مشك غزال ختا شكست

بر دور خويش كهنه گليمى گرفت و خفت

 آمد ندا كه داد به خوابش ندا شكست

يا " ايّها المدّثر"ش آمد به گوش و گفت

 بايد كه سدّ درد ز هر بى نوا شكست

قانون مرگ زنده به گوران به گوركن

 كز مرگ دختران نرسد بر بقا شكست

آماده بهر گفتن تكبير كن بلال

چون مى دهد به معركه خصم دغا شكست

اينك به خلق دعوت خود آشكار كن

هرگز نمى خورد به جهان دين ما شكست

برخيز و بت شكن كه على دستيار توست

 كز بت نمى خورد على مرتضى شكست

طعن ابى لهب نكند رنجه خاطرت

 كو مى خورد ز آيه "تبّت يدا" شكست

"ژوليده" گفت از اثر وحى ذات حق

 آن سكوت خلوت غار حرا شكست