دردشت جنون عطر نمازی مانده ست

در خاطره داغ دل گدازی مانده ست

آن سو تر از این نگاه شرمنده ی رود

بر نیزه نگاه سرفرازی ماده ست

***

بسیار گل سرخ که در دفتر او

واکرد دهان به جلوه ی دیگر او

این اوج رضایت است در مکتب عشق

لبخند هزار زخم بر پیکر او