از شش طرف
مى دمد در سينه ام طوفان آه از شش طرف
باز مى گردد مگر اين بسته راه از شش طرف
هر طرف رو مى كنم تير و سنان و نيزه است
هر طرف سر مى كشم چاه است چاه از شش طرف
ـ
سد راهم مى شود طوفان سرخ از چهارسو
بر زمينم مى زند ابر سياه از شش طرف
آسمان هم شال غم دارد به سر در سوگ دوست
گريه دارد هاله اى اندوه ماه از شش طرف
چه طلسم است اين كه شيطان رفته است از يادها
سنگ مى بارند بر اين خانقاه از شش طرف
آه مى ترسم كه بگشايم دو چشم خويش را
مى خورد چشم مرا تير گناه از شش طرف