به باد تکیه زدیم و

ز یادها رفتیم ...

 شطی خروشان اما

همیشه با غزلی سرخ گون معاصر ماند

سری بریده ولی بر فراز نیزه ی نور

همیشه شاعر ماند.

 

به باد تکیه زدیم و

ز یادها رفتیم ...

حضور تشنگی شوق را نفهمیدیم

ظهور آینه ای نوباوه را ندانستیم

و درک دریا را

با جویی حقیر سنجیدیم

کز آن سیاهه ای از نام یزید

برمی خاست.

 

حسین نام گلی بود و ما ندانستیم

حسین نام گلی بود

که بامداد بهشت از نسیم خرم او

شاد بود و شورانگیز

حسین نام گلی بود و ما نفهمیدیم

 

به باد تکیه زدیم و

ز یاد ها رفتیم

دریغ ودرد

که با ابن زیادها رفتیم ...