1

آن روز حسین یک صدا زینب بود

آیینه ی غیرت خدا زینب بود

زینب زینب زینب زینب زینب

آن روز تمام کربلا زینب بود

 

۲

هرچند کلاس درس او یک واحه ست

راهی که به انجا نرسد بی راهه ست

پیران همه طفل مکتب او هستند

این پیر طریقتی که خود شش ماهه ست

 

۳

در پیش تو  عشق مشق غیرت می کرد

غیرت به شجاعتت حسادت می کرد

آن روز خدا به کربلا آمده بود

با دست بریده ی تو بیعت می کرد

 

۴

عمری است اگرچه پیش رویت خجلم

با عشق تو آمیخته است آب و گلم

هرچند شبی دراز دارم در پیش

پیش قمر تو سخت قرص است دلم

 

۵

شد قطع دو دست نازنینت عباس!

جز عشق مگر چه بود دینت عباس؟

در یاوری عشق برون آمده بود

دستان خدا از آستینت عباس!