وقت است تا براي دلم غم بياورند

يک شروه ، عاشقانة ماتم بياورند

وقت است تا شکوفه زند لاله در دلم

چيزي نمانده است که شبنم بياورند

بوي حسين مي دهد امشب دل افق

وقت است تا هلال محرم بياورند

دارد صداي علقمه نزديک مي شود

عباس مانده است که پرچم بياورند

ماسعي مي کنيم صفا را درو کنيم

تا از فرات چشمة زمزم بياورند

بغضم گرفته ، حضرت زهرا قبول کن !

تا روضه اي دوباره فراهم بياورند

مي ترسم اشک هاي من از فرط داغ و درد

هنگام روضه پيش دلم کم بياورند