1
اي خون به رگ دويده ي عشق! حسين!
خورشيد به خون تپيده ي عشق حسين!
در دشت عطش لبان تفتيده ي درد
در تشت سر بريده ي عشق حسين!
۲
چرخيد خداوند به دور سر تو
زد بوسه به پاره پاره ي پيكر تو
والله كه كشتي نجات همه است
گهواره ي كوچك علي اصغر تو
۳
شد قطع دو دست نازنينت عباس!
جز عشق مگر چه بود دينت عباس؟
در ياوري عشق برون آمده بود
دستان خدا از آستينت عباس!
۴
ديدم كه كنار ساحلم...اما نه!
يك لحظه از عشق غافلم ...اما نه!
ار عشق ببين كه در هواداري تو
دستم كه بريده شد دلم اما نه!